X
تبلیغات
نی نی کوچولو
عاشقانه های بانو خانوم
وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !
نه ….
من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،
تنها دلتنگترم میکند … !!!
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 22:16  توسط بانو | 
غریب است دوست داشتن ...

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن ...

وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد

و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده!

به بازی اش می گیریم ...

هر چه او عاشق تر ؛ ما سر خوش تر  ...

هر چه او دل نازک تر ؛ ما بی رحم تر   ...


غریبه



+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1391ساعت 23:18  توسط بانو | 
کـاش مـی فـهـمیـدی ....

قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی :

بـمان ...


نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛

و آرام بـگویـى :

هـر طور راحـتـى ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 16:40  توسط بانو | 

من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری می رسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور می شی
ازم دل می کنی ، مجبور می شی


تا مه راه رو نپوشونده ، نگام کن

اگه رو قله سردت شد ، صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمی تونم بمونم


خودم گفتم که تلخ روزگارت

منو بیرون بریز از کوله بارت

دلم می مرد و راه بغضو سد کرد

به خاطر خودت ، دستاتو رد کرد


برو بالاتر از اینی که هستی

تو بغض هر دوتامون رو شکستی

با چشم تر اگه رو مه بشینی

کسی شاید شبیه من ببینی


منم اونکه تو رو داده به مهتاب

کسی که روت رو می پوشونه تو خواب

کسی که واسه دنیای تو کم نیست

می خوام یادم بره ، دست خودم نیست
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 10:54  توسط بانو | 
از آدم‌هــــــا بگـذر!
دلـــت را بزرگتـــــــر کن
ناراحت این نباش که چـــرا جاده‌ی رفاقت با تو همیشه یک‌طرفه است
مهــــم نیست اگـر همیشـــه یک‌ طـــرفـه‌ای
شـــــاد باش که چـــیزی کـــــم نگـذاشته‌ای
و بدهـکار خودت، رفاقتت و خدایت نیستی!
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 10:42  توسط بانو | 
دل من محکمه ایست که به من می گوید:
همه را دوست بدار،
به همه خوبی کن،
و اگر بد دیدی،
دل به دریای محبت بزن و بخشش کن..
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 10:30  توسط بانو | 
در نگاه کساني که عشق را نمي فهمند ، هرچه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهي شد..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 12:33  توسط بانو | 

خودت رو جای من بزار...ببین چه سخته انتظار

نه صدتا جمعه پشت هم...نه هفته ها،فقط یه بار

فقط یه بار به جای من...منتظر خودت بمون

یه هفته صبح تا شبتو...به عشق جمعه بگذرون

....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 9:8  توسط بانو | 
این هم از یک عمر مستی کردنم
سالها شبنم پرستی کردنم
ای دلم زهر جدایی را بخور
چوب یک عمر بی وفایی را بخور
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت؟!
خنده ای برخاطراتت کرد و رفت؟!
 من که گفتم این بهارافسردنی است!
من که گفتم این پرستو رفتنی است !
آه عجب کاری به دستم داد دل !
هم شکست وهم شکستم داد دل! ...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 16:58  توسط بانو | 
چه رسم جالبیست!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت!
صداقتت را میگذارند پای سادگی ات!
سکوتت را میگذارند پای نفهمیدن ات!
نگرانی ات را میگذارند پای تنهایی ات!
 وفاداری ات را میگذارند پای بی کسی ات !
و آنقدر تکرار میکنند که خودت هم باورت میشود که تنهایی!بی کسی و محتاج!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 16:56  توسط بانو | 

شیشه احساس مرا دست نزن !
چندشم می شود از لكه ی انگشت دروغ !
او كه میگفت احساس مرا میفهمد !
كو كجا رفت كه احساس مرا خوب فروخت!؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 16:23  توسط بانو | 
وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم : عزيزم ، اين كار را نكن .
نگفتم : برگرد!
و يك بار ديگر به من فرصت بده .
وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه ؟!
رويم را برگرداندم.
حالا او رفته
و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم.
نگفتم : عزيزم متاسفم ،
چون من هم مقّصر بودم.
نگفتم : اختلاف ها را كنار بگذاريم ،
چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است.
گفتم : اگر راهت را انتخاب كرده اي ،
من آن را سد نخواهم كرد.
حالا او رفته
و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشك هايش را پاك نكردم
نگفتم : اگر تو نباشي زندگي ام بي معني خواهد بود.
فكر مي كردم از تمامي آن بازي ها خلاص خواهم شد.
اما حالا ، تنها كاري كه مي كنم
گوش دادن به چيزهايي است كه نگفتم.
نگفتم :باراني ات را درآر...
قهوه درست مي كنم و با هم حرف مي زنيم.
نگفتم :جاده بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.
گفتم : خدانگهدار ، موفق باشي ، خدا به همراهت .
او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چيزهايي كه نگفتم ، زندگي كنم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 16:18  توسط بانو | 

صبر کردم که فراموش شوی جان دلم
دست بر موی بلندم نکشم دیگر من
چشمها را نکشم سرمه و وحشی نکنم

چشم در چشم کسی زل نزنم دیگر من

صبر کردم که فراموش کنم یاد تورا
صبر از رنگ برفت یاد تو از رو نرود
قبله ی چشم تو و جمله ی خوبان جهان
سوی اینست دل و چشم به آنسو نرود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 15:50  توسط بانو | 

بیش تر مردها خلاقیت زنانه را تلاشی از جانب او برای مغلوب کردن مرد تلقی می کنند و عمق و شدت احساسات او برای آنها معنای تحکم و ریاست طلبی دارد. به یاد داشته باشید: در بیشتر موارد، قصد و نیت واقعی زن در این گونه مواقع آن نیست که به شما امر و نهی کند، او تنها میخواهد اطلاعات و داده های خود را ارائه دهد. خلاقیت های خود را ابراز کند. حال با برنامه ریزی برای تعطیلات، پیداکردن دکتری خوب برای شما، تزئین و تغییر دکوراسیون منزل، از شما خواستن که بیشتر با هم باشید یا درباره ی مسائل یا موضوعاتی مربوط به رابطه تان با هم صحبت کنید. قوت و شدت انرژی خلاق در او را با برتری جویی و سلطه طلبی اشتباه نگیرید. معمولاً در چنین مواقعی او قصد تهاجم یا سرجنگ ندارد، بلکه تنها شور و شوق بسیاری را در خود احساس میکند. او قصد ندارد شما را کنترل کند. بلکه می خواهد مهربان باشد.

راه حل: 1- هنگامی که احساس میکنید زن زندگی تان شما را کنترل میکند از خود بپرسید:

" قصد و نیت واقعی او از این کار چیست؟ " این پرسش بسیار نیرومند و تاثیر گذار بوده و به راحتی شما را از این احساس خارج می کند. چنانچه وقت صرف کنید و پاسخ این سوال را از دل خود جویا شوید خواهید دید که: " او تنها به این دلیل این کارها را میکند که مرا دوست دارد." " او میخواهد چیزی فوق العاده بیافریند، اصلاح کند، بهبود بخشد یا اوقاتی عالی را ترتیب دهد وقصد و نیت اش این نیست که مرا کنترل کند."

توجه: در این جا منظورم آن نیست که زن های عصبانی، کنترل گر و ... وجود ندارند. اما به تجربه دریافته ام، که در بیشتر اوقات هنگامی که مرد در رابطه ی خوبی قرار دارد، مشکل خاصی ندارد. اما گاهی اوقات احساس کنترل شدگی میکند و رفتار طرف مقابلش را به طریقی که درباره ی آن ها صحبت کردیم، سوء تعبیر کرده است.

2- میتوانید تمرین کنید تا رفتارهای او را بروز و ظهوری از خلاقیت های او ببینید و از واکنش های ناخودآگاه و انتقاد گرانه سنتی دست بردارید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1391ساعت 10:51  توسط بانو | 

داشتن قلبی مهربان و آکنده از عشق یک نعمت است، نه یک مصیبت. عشق ورزیدن با تمام وجود واز خود گذشتگی یک هدیه است نه یک اشتباه. عشق را در اولویت قرار دادن نمودی از هویت زنانه است، نه یک نقطه ضعف.زنها آفریننده هستند. این طبیعت زن است که بیافریند. زنها عاشق آن هستند که زیبایی، ارتباط و عشق بیافریند. هنگامی که ما زن ها این مهم را انجام می دهیم حس عمیقی از رضایت، هدفمندی و موفقیت را در خود تجربه می کنیم. لباس ها، جواهرات و دیگر ملزومات زنانه، از دیگر روشهای هستند که زن ها با آن ها بدن خود را می آرایند و دیگران را به ستایش و تحسین وادار میکنند. شاید تمامی این سرگرمی های زنانه ابزاری برای نمود و ظهور خلاقیت های زنانه باشند. شاید به همین دلیل باشد که زن ها از خرید کردن تا این حد لذت می برند. حتی هنگامی که عملاً چیزی نمی خرند، برای خلاقیت های بعدی خود تحقیق و برنامه ریزی میکنند! زنها عاشق برنامه ریزی هستند زیرا با این کار امکان آن را می یابند تا خلاء های زمانی را با عشق، شور، حرارت و خلاقیت پر کنند. ما زن ها توانایی های بالقوه هر چیز را می بینیم و دوست داریم آن را بلفعل کنیم. به همین دلیل است که دوست داریم همه چیز را اصلاح کنیم. هنگامی که زنی میخواهد چیزی را اصلاح کند- حال چه در محیط و چه در روابط اش- به این معنا نیست که آن را تایید نمی کند یا آن را مردود و اشتباه می داند، بلکه به آن معنا است که امکان بهبود و اصلاح را در آن شناسایی کرده است. گرایش زن به آفرینش و اصلاح گری میتواند از سوی مردان به کنترل کردن تعبیر شود. هنگامی که زن پیشنهاد و یا برنامه ی خاصی بری رابطه تان دارد، سعی ندارد شما را کنترل کند. او تنها می خواهد کمک کند و عشق و خوشحالی بیشتری میان شما بیافریند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1391ساعت 10:50  توسط بانو | 

عشق،  تصمیم قشنگی ست،

بیا عاشق شو

نه اگر قلب تو سنگی ست،

بیا عاشق شو

آسمان زیر پر و بال نگاهت آبی ست

شوق پرواز تو رنگی ست،

بیا عاشق شو

ناگهان حادثه ی عشق! خطر کن! بشتاب!

خوب من، این چه درنگی ست

بیا عاشق شو

با دل موش محال است که عاشق گردی

عشق تصمیم پلنگی ست

بیا عاشق شو

تیزهوشان جهان، بر سر کار عشقند

عشق، رندی ست، زرنگی ست

بیا عاشق شو

کاش در محضر دل بودی و می دیدی تو

بر سر عشق چه جنگی ست!

بیا عاشق شو

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز

صورت آیینه زنگی ست

بیا عاشق شو

می رسی با قدم عشق به منزل، آری…

عشق، رهوار خدنگی ست

بیا عاشق شو

باز گفتی تو که فردا !!! به خدا فردا نیست!!!

زندگی فرصت تنگی ست

بیا عاشق شو

کار خیر است! تامل به خدا جایز نیست

عشق تصمیم قشنگی ست

بیا عاشق شو

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 11:4  توسط بانو | 

عشق به شکل پرواز پرنده است
عشق خواب یه آهوی رمنده است
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشنده است
من می‌میرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هرلحظه زنده است
من می‌میرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرنده است

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
دروغ این صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا کن اسمم رو از عمق شب از نَـقب دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهی شدم نگو که زوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
دروغ این صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا کن اسمم رو از عمق شب از نَـقب دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 10:26  توسط بانو | 
گاهی فقط باید صبور بود !

فقط باید نگاه کرد !

فقط باید سکوت کرد !

فقط باید زجر کشید !

اگر غیر از این عمل کنی برچسب خیلی چیزها به تو زده می شود !

حسادت ! حساسیت ! حماقت ! بی اعتمادی !

زبانت را که به اعتراض بگشایی ، دلیل می خواهند !

به چه حقی اعتراض می کنی ؟! هیچ تعهدی نیست ! نسبت به هیچ چیز !

همه چی یک تصادف است ! حادثه ! اتّفاق ! رخداد ! پیشامد !!!

هیچ چیز از قبل مشخص نبوده ! هیچ قراری از قبل گذاشته نشده ! هیچ نیّتی در کار نبوده !

خیلی تند و با شتاب خیز برداشته ای ! کمی بایست ! کمی تامل کن ! درنگ کن !

کمی چون او بی تفاوت باش !

اما مگر می شود ؟!

یعنی دست های پشت پرده ای در کار نیست ؟! همه چیز همان است که با چشم غیر مسلح

دیده می شود ؟!

همه چیز برایم بیشتر به یک کابوس شباهت دارد تا یک خواب و رویا !

اگر چپ دستی دیگر بودم ، به سادگی همچو یک رهگذر عبور می کردم !!

عبور از تمام دیده ها و ندیده ها و شنیده ها  نشنیده ها ... !

خنده دار است که همه بهانه می تراشند تا مرا ببینند !

اما من همه ی بهانه ها را برای تو تراشیده ام !

 بس که بهانه هایم را برایت تراشیده ام از خنجر تو نیز تیزتر شده است !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 9:0  توسط بانو | 

خــدایـــــا به آنـــان که ادعـــای عاشقی تـــو را دارند
بیــــاموز که بزرگتـــرین گـــناه
شکـــستن دل آدمیــــان است...!!
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 20:25  توسط بانو | 

روزگاری خواهد رسید
 همچنان که در آغوش دیگری خفته ای
به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی...

دلت هوایم را خواهد کرد...

به یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را ...


به یاد خواهی آورد خنده هایم را...

به یاد خواهی آورد اشک هایم را...

به یاد خواهی آورد آغوشم را ...

مطمئنم در آن لحظه در دلت میگویی: کاش بودی...

اما دیگه واسه گفتن این جمله دیره...

من خیلی وقته دیگه نیستم...


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 15:37  توسط بانو | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
یادداشت های روزانه یک مدیر
آموزش سینما و تاتر آنلاین
از آنتونی رابینز تا موفقیت
روانشناسی
دنياي رياضيات
عشق فلسفی..سیاستی عاشقانه
Relaxation
آخ دلم . نشكني ها ...
زن و زیبایی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشيو
پیوندها
دختری با طعم اسپرسو ( رزیتا )
علي و آيدا ( دو كبوتر عاشق )
دالان بهشت
بزرگترین سایت پزشکی آموزشی
دختراي گل رياضي( هلما و برو بچ )
مسافر خاطره ها(محبا)
فرشته هاي كوچولو(عاطفه)
سوگند عشق (فاطمه)
كران بي كران ( بهار )
ستاره ي آبي ( محمد حسين(پسرخاله نازم)
صداي آشنا
خوابگاه علوم پزشكي شاهرود
هر چي شعره اينجاست..
زن متولد فروردين
زن متولد ارديبهشت
زن متولد خرداد
زن متولد تير
زن متولد مرداد
زن متولد شهريور
زن متولد مهر
زن متولد آبان
زن متولد آذر
زن متولد دي
زن متولد بهمن
زن متولد اسفند
مرد متولد فروردين
مرد متولد ارديبهشت
مرد متولد خرداد
مرد متولد تير
مرد متولد مرداد
مرد متولد شهريور
مرد متولد مهر
مرد متولد آبان
مرد متولد آذر
مرد متولد دي
مرد متولد بهمن
مرد متولد اسفند
آبي ترين پسر دنيا
يه خلوت شلوغ
تست تمرکز
آناليز رياضي
يادداشتهاي يك دانشجوي رياضي
ازدواج
باشگاه دانش پژوهان جوان
و خداوند جهان را بر اساس رياضيات آفريد
تجسم كن/دگرگون كن
شب زفاف
بي صدا دوستت دارم
مهندس جليل ناصري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM